تبليغاتX
blogers
××× تنها در باغ ×××

 

 

 

یلدا...

درازترین شب سال، شب اول برج جدی. شب چله بزرگ زمستان. این کلمه در

سریانی به معنی میلاد است. چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق می‌کردند از

اینرو بدین نام نامیدند.

+ نوشته شده در 86/09/30ساعت 10:39 توسط قاسم |
 

جاده خاکی....

 

هر کاری می کنی مهم نیست ....  فقط مواظب باش که تو جاده خاکی نری....

 

 

+ نوشته شده در 86/09/26ساعت 11:31 توسط قاسم |
 

این کجا و آن کجا...

تنهایی کودکی ام کجا و ...تنهایی الانم ...

گاهی مقیاسی برای مقایسه نداریم...

+ نوشته شده در 86/09/19ساعت 2:35 توسط قاسم |
 

زیر باران...

 

بیا زیر باران قدم بزنیم
حرف نشنیده ای به هم بزنیم
نو بگوییم و نو بیندیشیم
عادت کهنه را به هم بزنیم
و زباران کمی بیاموزیم
که بباریم و حرف کم بزنیم
که بباریم اگر ، ولی همه جا
عالمی را به چهره نم بزنیم
چتر را تا کنیم و خیس شویم
لحظه ای پشت پا به غم بزنیم
سخن از عشق خودبه خود زیباست
سخن عاشقانه ای به هم بزنیم
قلم زندگی بدست دل است
زندگی را بیا رقم بزنیم
" سالکم " قطره ها در انتظار تو اند
زیر باران بیا قدم بزنیم
مجتبی کاشانی

+ نوشته شده در 86/09/19ساعت 1:54 توسط قاسم |
 

خودت...

 

در وجود مردم دنبال عیب نگرد که رسوایشان کنی وخودت را بی اعتماد .سعدی

 

+ نوشته شده در 86/09/10ساعت 10:7 توسط قاسم |
 

ما...

ما راه می رفتیم و زندگی نشستن بود

ما می دویدیم و زندگی راه رفتن بود

ما می خوابیدیم و زندگی دویدن بود

نه!

انسان،هیچگاه برای خود مأمن خوبی نبوده است...

+ نوشته شده در 86/09/06ساعت 1:40 توسط قاسم |