تبليغاتX
blogers
××× تنها در باغ ×××

 

 

 

آشنا...

احمق نیستم

پر بودم و سیر بودم و سیراب

و لذتم تنها این که...

آری کارم سخت است و دردم سخت

و از هر چه شیرینی و شادی و بازی است محروم

اما...

این بس که می فهمم!

خوب است ...

احمق نیستم.

+ نوشته شده در 86/08/28ساعت 18:15 توسط قاسم |
 

روز...

درهم می آمیزند و سلام وپرسش و خنده ی صبحگاهی!

گوئی دیداری پس از بازگشت است!

آری،از سفر خواب باز می گردند،

و در پای چشمه ی جوشان فلق

که میعادگاه پس از هر شبشان است،

یکدیگر را دیدار می کنند...

و روز آغاز می شود.

+ نوشته شده در 86/08/21ساعت 11:57 توسط قاسم |
 

در...

در اجنماع که هستی مواظب زبانت باش...

در خانه که هستی مواظب اخلاقت باش...

و تنها که شدی مواظب افکارت باش...

+ نوشته شده در 86/08/12ساعت 13:20 توسط قاسم |
 

آگه یه روز...

اگر روزی دشمن پیدا كردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی!

اگر روزی تهدیدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند!

اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست! 

 اگر روزی تركت كردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد.

+ نوشته شده در 86/08/05ساعت 12:22 توسط قاسم |