تبليغاتX
blogers
××× تنها در باغ ×××

 

 

 

مست...

از خانه برون رفتم مستيم به پيش آمد

      در هر نظرش مضمر صد گلشن و كاشانه

              چون كشتي بي لنگر كژ مي شد و مژ مي شد

                       در حسرت او مرده صد عاقل و فرزانه

                                گفتم ز كجايي تو تسخر زد و گفت اي جان

                                         نيميم ز تركستان نيميم ز فرغانه

                                        نيميم ز آب و گل نيميم ز جان و دل

                                    نيميم كف دريا باقي همه دردانه

                               گفتم كه رفيقي كن با من كه منت خويشم

                     كفتا كه بنشناسم من خويش ز بيگانه

         من بي سر و دستارم در خانه خمارم

يك سينه سخن دارم زان شرح دهم يا نه

+ نوشته شده در 86/07/26ساعت 13:26 توسط قاسم |
 

فطر...

 

درود بر فطر فطرت, سلام بر فطر ذکر و نیایش تا ... رمضانی دیگر ... و شب قدر و روزهای روزه

ای دیگر, که زنده باشد و رخت به عالمی دیگر کشیده باشد، خدا بهتر میداند.

+ نوشته شده در 86/07/21ساعت 2:25 توسط قاسم |
 

جار...

 

اهالی محترم فین توجه فرمایید انشالله روز جمعه هفته آینده طبق سنوات گذشته در مراسم قالیشویان حضور به هم خواهیم رساند. 

 

مراسم جار معمولا یک هفته قبل از مراسم سنتی -مذهبی قالیشویان فین برگزار میگردد که امسال نیز مانند سالهای گذشته  در شب جمعه هفته قبل مراسم جار  در مسجد جامع فین برگزار شد.

+ نوشته شده در 86/07/07ساعت 14:56 توسط قاسم |
 

خودمون رو بشناسیم...

خواستم یه جواب خصوصی داده باشم به نظر آقا محسن ولی گفتم بهتره شما هم بدونین.متن رو خیلی سریع و خلاصه نوشتم . با اینکه فعلا وقتشو نداشتم  لازم دیدم که حتما بنویسم

شاید بعد از اینکه اینو بخونین بگین برو فکر نون کن که خربزه آبه و لی اول بخونین ... بعد یه کم تامل کنین .. بعد بگین که....


درسته فرق کرده می دونی چرا....؟؟؟

دلیل این کارهای ما چیه؟....

به خاطر اینه که ما فرق کردیم...بله آدما عوض شدن ...من ... شما .. او ...همه و همه....
اگه ما همن ساده دلان قدیمی باشیم ... دوز و کلک تو کارمون نباشه... با هم صاف و صادق باشیم....

نخواهیم حتی به خودمون کلک بزنیم... خودمون رو گول بزنیم ... به خودمان اعتماد داشته باشیم... ساده باشیم و اینقدر خودمون رو در گیر دنیای بی اعتبار و مجازی و الکترونیک و صنعتی و...نکنیم.. .

اینقدر خودمون رو فراموش کردیم که یادمون نمیاد پدرانمان همه چیز رو به خوبی به یاد دارن...
من و شما هم ممکنه یادمون باشه ولی خودمون رو به گمراهی زدیم...
.
.
.
.زیاد نگذشته فقط کافیه به چند سال قبل برگردی میبینی که نه این خبرا نبوده .... خیلیها به خیلی ها اعتماد داشته اند .... خیلی ها دست توی جیب هم می کردن وپول نشمرده بر میداشتن....

نمیگم که الان نیست ... !ولی میتونیم اونجور باشیم ..فکر میکنی کیا بودن که این خصلت ها رو داشتن جز ایرانی کی میتونه باشه ..میخای بگی این فرنگی بودن که لوتی گری و سادگی رو برامون اوردن ..نه ماییم که این چیزا رو یاد شون دادیم..میخایم همه چیزمون مثل اونا باشه... همیشه فشن باشیم ...فلان مارک لباس و فلان مدل.... ......نه عزیزم داریم اشتباه میکنیم....داریم خودمون رو فراموش میکنیم ...


فقط یه مثال میزنم ..زمانهای قدیم.... فکر نکنی دارم از 300 سال پیش حرف میزنم نه.. همین 10 سال پیش رو میگم حتما یه 10-12 سالت بوده ... حالا نمی دونم بچه کجایی .. چنین رسمهایی توی منطقه شما بوده و یا نه.. ولی توی فین خودمون هنوز که هنوزه خونه هایی پیدا میشه لنگه در هاشون بازه ..در خونشونشون همیشه شب تا صبح بازه.. این چیو نشون میده.... این نشون میده ..بابا به هم اعتماد داشتن .. براشون مهم نبوده که در خونشون بازه ..چون کسی نبوده که بخواد بیاد سرک بکشه یا سرشو بندازه پایین و بیاد تو چیزی رو یواشکی برداره و بره ...ولی الان چی ....در حونه رو که میبندیم هیچ, تا دو تا قفل کتابی بهش نزنیم و بعد دزدگیر رو نزنیم خاطرمون جمع نمیشه و شب خوابمون نمیبره که چی ... نکنه نیمه شب.........


بازم صد رحمت به قدیمیا

به قول سهراب .... پلکها رو بتکان.....

+ نوشته شده در 86/07/04ساعت 21:53 توسط قاسم |
 

هوم بابایی..

 

                         یکی از آیین های قدیمی مردم مذهبی و شهید پرور کاشان در ماه مبارک رمضان، مراسم «هوم بابا» میباشد.

 همه ساله  در شب پانزدهم ماه رمضان که به «شب نیمه» معروف است  به مناسبت ولادت امام حسن مجتبی (ع) در مناطق مختلف  شهر این مراسم برگزار میشود.

 

 تعابیر زیادی درمورد«هوم بابایی» وجود دارد:

 

 یک مورد سنت پیامبر اکرم (ص ) می باشد  که درماه مبارک رمضان و در چنین شبهایی ایشان به فرزندانش، امام حسن(ع) وامام حسین(ع) هدیه می داده اند.

 و دیگر اینکه نقل شده است به یاد  ضربت خوردن حضرت علی(ع) در این ایام و اینکه امام حسن(ع) وامام حسین(ع)  به دنبال جمع آوری شیر وخیرات در کوچه پس کوچه های شهر برای بهبودی و شفای حال پدر بزرگوارشان به این نیت به  در منازل راهی میشده اند.

 

مراسم «هوم بابایی» به این صورت است که در نیمه های ماه مبارک رمضان یک گروه 4تا 12 نفری که معمولا بچه های 8 –12  ساله  یک محله می باشند ، یک دسته را تشکیل داده و با قرار قبلی ، بعد از افطار در محلی جمع شده و شروع به زدن در تک تک خانه ها می شوند و با خواندن اشعاری با آواز و لحن زیبایی، صاحب خانه را به ذوق آورده و او را به در خانه میکشد. و این احساس سادگی و صمیمت حال بسیار عجیبی به بچه ها داده و با همین خاطرات آنها را تشویق به روزه داری از همان دوران طفولیت می کند.

 

در میان سکوتی که بعد ازافطار درکوچه و محل حکمفرماست  ، هیاهوی این بچه ها صحنه های زیبایی را خلق میکند و هر انسان بزرگسالی را به یاد خاطرات کودکی خودش می اندازد که ایامی دراین کوچه ها هوم بابایی می کرده اند.

 

 دسته به در هر خانه ای که میرسد، یک نفر باتجربه و با صدای بلندتر به عنوان «میاندار» یا خواندن اشعار با لحن و صدای زیبایی ازصاحب خانه طلب هدیه می کند و این آواز و هیاهوی بچه ها، صاحب خانه را به در منزل می کشاند و با توجه به وسع و سخاوت صاحب خانه تنقلاتی همچون آجیل، پسته، توت خشکه ،برگ زردآلو، آلوچه خشکه و یا سکه به میاندار میدهد.

 

بعد از گرفتن اجناس میاندار با صدای بلند شروع به دعا کردن در حق  صاحبخانه میکند و بقیه با«آمین » گفتن میاندار را همراهی میکنند.

 و در آخر نیز هدایای به دست آمده بین بچه ها تقسیم میشود که این قسمت نیز بین بچه ها جذابیت خاص خود را دارد.


 

 

امشب، شبِ نیمه است که ما میهمانیم
«هوم بابا، هوم بابا»

 

به در خانه ارباب جهان حیرانیم

«هوم بابا، هوم بابا»

 

(نام یکی از کودکان صاحبخانه) آقا شماییم

«هوم بابا، هوم بابا»

 

نارنج دست شاهیم

«هوم بابا، هوم بابا»

 

بپوش بپوش نچایی

«هوم بابا، هوم بابا»

 

از خانه در نیایی

«هوم بابا، هوم بابا»

 

مردم شما رو می بینند

«هوم بابا، هوم بابا»

 

از حسرتت می میرند

«هوم بابا، هوم بابا»

 

ده تومانیای درازیه

«هوم بابا، هوم بابا»

 

تو بشقابای نظنزیه

«هوم بابا، هوم بابا»

 

یکیشو در آر خرده  کن

«هوم بابا، هوم بابا»

 

نذر بچه های در خونه کن

«هوم بابا، هوم بابا»

 

تا بچه ها راضی بشن

«هوم بابا، هوم بابا»

 

از در خونه راهی بشن

«هوم بابا، هوم بابا»

حق عمرش بده

«آمین»

برکتش بده

«آمین»

 

 

امشب، شبِ نیمه است که ما میهمانیم
«هوم بابا، هوم بابا»

 

از ما حرجی نیست که ما طفلانیم
 
«هوم بابا، هوم بابا»


تنباکو گل نم کن

«هوم بابا، هوم بابا»

آتیش بر سرش جمع کن

«هوم بابا، هوم بابا»

 

تا ما بکشیم دودی

«هوم بابا، هوم بابا»

 

آواره شویم زودی

«هوم بابا، هوم بابا»


 بشقاب را پر از کلوچه و حلوا کن
 
«هوم بابا، هوم بابا»


بردار و بیار به دامن ماها کن
 
«هوم بابا، هوم بابا»

 

تا بچه ها راضی بشن

«هوم بابا، هوم بابا»


از در خونه راهی بشن

«هوم بابا، هوم بابا»

 

حق عمرش بده

آمین

برکتش بده

آمین

 

 

 حسن وحسین یاالله  -  یزید لعنت الله

حسن وحسین برادرند  - هر دو به جنگ کافرند

حق عمرش بده  -  آمین

برکتش بده   -  آمین
سروریش بده   -  آمین
 تاج سرش بده   -  آمین

تن سازش بده  -  آمین

 

___________________________________________________________________

حیدر حیدری  -  حیدر

ما شیر نریم  -  حیدر

ما هفت تیر داریم  -  حیدر
حق عمرش بده  -  آمین

برکتش بده   -  آمین
سروریش بده   -  آمین
 تاج سرش بده   -  آمین

تن سازش بده  -  آمین

 

+ نوشته شده در 86/07/04ساعت 12:0 توسط قاسم |
 

زن....

و بالاخره من هم زن گرفتم....

+ نوشته شده در 86/07/01ساعت 21:49 توسط قاسم |