تبليغاتX
blogers
××× تنها در باغ ×××

 

 

 

ترا....

من ترا در تو جستجو كردم

نه در آن خواب هاي رويائي

در دو دست تو سخت كاويدم

پر شدم؛ پر شدم؛ ز زيبايي

+ نوشته شده در 86/04/24ساعت 10:15 توسط قاسم |
 

افسوس...

ملک الشعرای بهار : فرش زیبا ش کنون شهره  دهر است چنانک / زری و مخمل او شاهد هر جایی بود

لرد کرزن*: لطیف تر و ظریفتر از قالیهای ابریشم کاشان منسوجی از زیر دست انسان بیرون نیامده است   

 

خیلی خوب یادم هست تا بیست سال  پیش بی استثنا  در  هر خانه ی کاشان  ،  یک   دار قالی بود ، انگار  خانه  بدون دار قالی ،  خانه نبود . مثل خانه اروپایی ها که حتمن یک دستگاه پیانو درانها هست  ( من اروپا  نرفته ام در همین فیلم های خارجی تلویزیون خودمان دیده ام ). حالا  می خواست خانه ی  اعیانی باشد و یا خانه ی رعیت. فرقش این بود خانم خانه ی اعیانی وقتی حوصله اش تنگ می شد می رفت پای دار قالی و یکی دو رچ می با فت و خانم  رعیت ازصبح تا شب ریشه می زد  تا  کمک خرج زندگی  اش باشد ، حالا در  خانه های کاشان که هیچ ، در  خانه های دهات دور افتاده ی کاشان  هم  به  سختی یک دار قالی یافت می شود . سرعت نابودی  قالی کاشان در چند ساله اخیر محیر  العقول بوده است ( اساسن ما موجودات  محیرالعقولی هستیم ) ،  تا سال70  در نوشاباد کاشان بیشتر از  چهار هزار نفر  قالی می بافته اند . که امروز  شاید به زور  چهل نفر هم  نشوند .

در چند روز اخیر  هر که من می ر سد می گوید  شنید ه ا ی ؟  چینی ها،   کاشان در ست کرده اند ؟ انگار باید چشم تنگان  به ما حالی کنند و  خودمان نمی دانیم چه کارهای  بلد یم . یک سالنامه ی چینی مربوط به 1700 سال پیش بزرگترین واردات چین را  فرش ایران  نوشته است  ،  نکته اینست  که چینی ها چند هزار  سال  است ازما  قالی  خریده اند و شهری به نام کاشان نساخته اند. پس اتفاق   اخیر بیشتر از ان که به هوش و توانایی انها مربوط باشد به بی عرضگی و تنبلی ما مربوط است .هنری  را که  از خودمان بود  نتوانستیم نگه داریم و تنها   کالای تولیدی و  صادراتی  خود را که از هوشمندی  اجدادمان به ما ارث رسیده بود را  نابود کردیم ، ما ارث خوران بدی هستی همه ارث پدری مان  را یکجا  می خوریم ،  باز هم جیب مان خالی ست و هیچ مهارت و ارثیه ای  برای بچه هایمان باقی نمی گذاریم  .   

حالا چرا از  چینی ها شاکی هستید؟   یعنی  اگر ما که از کسی  مهارتی یاد نمی گیریم   هیچ کس هم  نباید از  ما یاد بگیرد؟ کجا نوشته اند که اگر  کسی هنری  را از دیگری یاد گرفت و به کا ربست ،جنایتکتر است ؟  من  که به عنوان یک ایرانی از ملت چین ممنونم که هم  هنر  چند هزار ساله ی مارا می خواهند   از نابودی نجات دهند  و هم خوشان را از گرسنگی  . ماهم  در عوض خودروهای در جه چندم مالزی  را مونتاژ می کنیم و  چند برابرقیمت واقعی اش   به خودمان  می فروشیم.(کارگران کارخانه های خودروسازی  همان قالیبافان سالهای دور ند )   به نظر بنده  ، شهری  که چینی ها تاسیس کرد ه اند فقط مربوط به  فرش  در حال احتضار کاشان نیست بلکه قراراست   منسوجات منقرض شده ی  کاشان   مانند  مخمل و زری  و ابریشم بافی    (که  روزگاری از قالی کاشان مشهور تر بودند)  به کوری چشم امریکا  در انجا تولید شوند .  ولتر  شاعر  فرانسوی دویست وهشتاد سال پیش  گفته  : کاشان در ایران حکم لیون را دارد در اروپا  ، یعنی  همان رونقی که لیون به عنوان مرکز منسوجات ابریشمی  در  اروپا دارد ، کاشان در شرق دارد.

www.z3.blogfa.com

+ نوشته شده در 86/04/17ساعت 2:44 توسط قاسم |