تبليغاتX
blogers
××× تنها در باغ ×××

 

 

 

نکنه دوستم نداشتی....

 

من با لبهام مي‌خونم تا تو با چشمات مي‌نوازي

واسه اين ترانه خونِ نا بلدترانه سازي

تو چشات نوشته مي‌خواي بري تا تنها بمونم

نكنه دوستم نداشتي، نمي‌دونم، نمي‌دونم

درنگ دلخوشيم فقط همين شده تو رو صدا شدن

مي‌بيني ترانه‌ها ‌هم تو رو مبتلا شدن

وقتي آهنگ صدامون، كافي واسه رسيدن

فاصله جايي نداره ميون دل تو و من

براي چشا تو خوندن، پيش پام هزارتا سنگه

صد دفعه افتاده‌م اما، هر دفه‌ش يه جور قشنگه

دلخوشيم فقط همين شده تو رو صدا شدن

مي‌بيني ترانه‌ها هم تو رو مبتلا شدن

+ نوشته شده در 84/09/25ساعت 19:28 توسط قاسم |
 

اما....

نقرينت نكردم اما...

توي اين پياده روها، كه تورو باور ندارم

روي دستاي ترانه تن تو واسم مي‌يارن

عشقتو كجاگذاشتي؟ دلتو به كي سپردي؟

زنده‌اي، اما واسه من، براي هميشه مردي

چه قرارايي گذاشتم، ته اون كوچه خلوت

حيف اون همه صداقت، حيف اون همه محبت

رفتي و باور نكردم، امدي؟ باور ندارم

من قسم خوردم كه ديگه پا تو اون كوچه نذارم

حالا برگرد به همون جا كه منو بهش فروختي

نفرينت نكردم اما مي‌دونم يه عمر سوختي

عشقتو كجا گذاشتي؟ دلتو به كي سپردي

زنده‌اي اما واسه من براي هميشه مردي

+ نوشته شده در 84/09/17ساعت 13:26 توسط قاسم |